سینوزیت

طعم تلخ سیگار

با 3 دیدگاه

روبرویم نشسته بود و نگاهم می کرد، از سیگارم پک های عمیق می گرفتم و چشم از چشم های هوس انگیزش بر نمی داشتم….خواست اخرین کام های سیگار نصیب او باشد به این فرض که وحشی ترم می کند ولی لب هایش فریاد میزد فرار از طعم تلخ سیگار در عشق بازی ساعتی دیگر را…

نوشته شده توسط sinozit

مه 1, 2011 در 10:34 ب.ظ.

3 پاسخ

با استفاده از RSS در دیدگاه‌ها مشترک شوید.

  1. چشمهای تو، دود سیگار، بوسه و باز چشمهای تو

    و انتظار آغوشت

    دیوونم کردی با این نوشتت

    …….

    .......

    مه 2, 2011 در 8:13 ق.ظ.

  2. سلام.
    لطفاً تمام پاسخ های من را در این وبلاگ من جمله همین پست را پاک کنید.
    با نام Infosap08
    http://sinozit.wordpress.com/2008/08/13/57/
    ممنون از لطفتون.
    SAP

    infosap08

    مه 12, 2011 در 7:03 ب.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.