Archive for نوامبر 2008
رزمایش امنیت…تهنیت تهنیت
از شانس ماست یا از بدبختی در یکی از این خونه های رو به اتوبان همت زندگی می کنیم و همیشه با صدای ماشین و دود و هزار تا مشکل دیگه سرو کار داریم و از صدقه سر همین همجواری گاهی صحنه های جالبی رو تماشا می کنیم که همینطوری نصیب هرکسی نمی شود. از تصادف های هیجان انگیز بگیر تا دعواهای خیابونی
امروز صبح در حال وب گردی بودم که صدای آژیر پلیس توجه من و به خودش جلب کرد اونم نه اینکه مربوط به یکی دوتا ماشین باشه چون عادیه برای ما اتوبان نشینان.. صدا بیشتر از چیزی بود که فکرشو می کنین و واقعا یک لحظه به خاطر ناگهانی بودن و حجم زیاد صدا ترسیدم….صحنه بسیار جالبی بود که شاید فقط زمان جنگ های داخلی و انقلاب ها بشه همچین حجمی از ماشین های پلیس را در کنار هم دید…در مورد رزمایش نیروی انتظامی و اینکه این رزمایش قراره برای ایجاد امنیت و ارامش باشه شنیده بودم ولی صحنه ای که من دیدم چیزی به جز به رخ کشیدن قدرت و ایجاد ترس احساس دیگه ای رو در ادم القا نمی کرد. البته این احساس من بود، در مورد بقیه افراد بهت زده که چشمهاشون 4 تا شده بود و از خونه های بغلی هیجان زده صحنه رو تماشا می کردن و پیرزن تنهای طبقه بالایی واقعا چیزی نمی دونم شاید انها احساس ارامش کرده باشند، خدا عالمه
این اتفاق برای مدت زمان حدود یک ساعت ادامه داشت و جالب اینکه بعضی از گشتی ها به جای صدای اژیر با قطع و وصل کردن بوقشون انگار که دنبال ماشین عروس افتاده باشن، مراتب خوشحالی خودشون، از این رزمایش پر ابهت را اعلام می کردن…و شاید قصد خوشحال کردن مردم را داشتند تا به احساس شعف زیادی که در اثر اقدامات زیبای دولت در جامعه ایجاد شده بیفزایند خدا عالمه
متاسفانه از نعمت دوربین فیلم برداری و یک موبایل خوب محرومیم امیدوارم همین عکس ها گویا باشه و البته به خاطر کیفیت کم پوزش می طلبم






RSS - Posts