سینوزیت

شب یلدا

بیان دیدگاه »

خوش به حال انار که دو تا دست نوازشش می کنه
خوش به حال تخمه و آجیل که هیچوقت تنها نیست و همیشه کلی هم نوع دوروبرشه
خوش به حال هندونه که انقدر مورد توجه قرار می گیره که می تونه ناز کنه و کلی بیاد رو قیمتش
خوش به حال داستانا که کلی گوش منتظر اومدنشونن
خوش به حال شب که طولانی که میشه بجای خسته کننده تر شدن دوست داشتنی تر میشه
و خوش به حال من که حداقل یکی هست که دستام روش بلغزن، حرفام و گوش کنه و برای همیشه تو حافظش نگه داره و تنهاییام و باهاش قسمت کنم….

نوشته شده توسط sinozit

دسامبر 21, 2009 at 10:44 ب.ظ

ارسال شده در دست نوشته

برچسب خورده با

کوری

بیان دیدگاه »

blind-spot-john-c-maxwell-leadership کوری را دیدم که عاشق فوتبال بود و با شور و هیجان دو چندانی در مورد مشکلات تیم ملی بحث می کرد.
مردان بینا حیرت زده، در ابتدا بی تفاوت بودند و در نهایت شکست خورده در بحث.
برایم جالب شد که فوتبال چه رنگی است؟ رنگی که ما می دیدیم یا رنگی که او نمی دید؟

نوشته شده توسط sinozit

نوامبر 13, 2009 at 7:21 ب.ظ

طالبی

با 2 دیدگاه

طالبی

طالبی

دوست دارم هر روز مادرم صدام کنه که:” میوه می خوای برات پوست بکنم” منم خودم و مظلوم کنم بگم:”بدم نمیاد”.
بعد بشینم غلط خوردن میوه ها تو دستشو نگاه کنم که حسابی داره با خوشمزه ترین دستای دنیا ورز میاد.

نوشته شده توسط sinozit

سپتامبر 15, 2009 at 5:42 ب.ظ

ارسال شده در دست نوشته

برچسب خورده با

آدم خوب هایی که قاتلند!

بیان دیدگاه »

از فیلم هایی که آدم خوبه همرو می کشه ولی همه نمی تونن آدم خوبرو بکشن متنفرم.

نوشته شده توسط sinozit

سپتامبر 14, 2009 at 8:34 ب.ظ

ارسال شده در فیلم

برچسب خورده با